دولت های مردمی ممکن است نشانه بحران های مالی آینده باشد

ساخت وبلاگ

یکی از پیش بینی های خوب و مستند بحران های مالی ، رونق اعتباری و Bonanzas جریان سرمایه است. در واقع ، بسیاری از بحران های بانکی و حساب جاری (توقف ناگهانی) با گسترش غیرمعمول اعتبار داخلی و/یا خارجی انجام شده است (به عنوان مثال Reinhart و Reinhart 2008 ، Forbes and Wacock 2012 ، Schularick and Taylor 2012 ، Mendoza و Terrones 2012). با این حال ، به بهترین دانش ما ، تحقیقات زیادی روی شاخص های هشدار اولیه خارج از قلمرو متغیرهای اقتصادی متمرکز نشده است.

در این پست ، که مبتنی بر تحقیقات ما در هررا و همکاران است.(2020) ، ما در مورد نقش Bonanzas سیاسی (افزایش زیاد محبوبیت دولت) در جریان بحران های مالی بحث می کنیم ، نشان می دهد که این متغیر سیاسی می تواند برای پیش بینی بحران ها مفید باشد. ما اقدامات متقاطع جدیدی از محبوبیت دولت را پیشنهاد می کنیم ، که بیش از 100 کشور را تا سال 1984 پوشش می دهد. به طور خاص ، ما استفاده از "راهنمای ریسک کشور بین المللی" (ICRG) را از "ثبات دولت" پیشنهاد می کنیم ، که کهاقدامات "توانایی دولت در اجرای برنامه (های) اعلام شده خود ، و توانایی ماندن در دفتر" و آنچه را که ما نشان می دهیم ارتباط نزدیکی با داده های افکار عمومی واقعی برای آن کشورها و قسمت هایی دارد که داده های تأیید واقعی دولت در دسترس است (به عنوان مثال. از گالوپ).

رونق سیاسی بحران ها را پیش بینی می کند

یافته اصلی ما این است که "رونق سیاسی" ، که به عنوان افزایش محبوبیت دولت تعریف شده است ، پیش از بحران های مالی است. پیشرفت در افکار عمومی در مورد دولت های فعلی در نتیجه سقوط مالی یک کشور به میزان قابل توجهی افزایش می یابد. جالب اینجاست که ، رونق سیاسی فقط بحران های مالی در بازارهای نوظهور را پیش بینی می کند ، نه در اقتصادهای پیشرفته. شکل 1 نشان می دهد که درصد تجمعی اندازه گیری ما از محبوبیت دولت در پنج سال قبل از شروع یک بحران شدید ، همانطور که توسط راینهارت و روگوف (2009) تعریف شده است. تفاوت شدید بین اقتصادهای پیشرفته و نوظهور آشکار است. محبوبیت دولت قبل از بحران های شدید در اقتصادهای نوظهور ، از جمله همه کشورهایی که بحران آسیا را پشت سر می گذارند ، به میزان قابل توجهی افزایش می یابد ، بلکه قبل از بحران های شدید در روسیه و آرژانتین.

شکل 1. تغییر تجمعی در محبوبیت دولت (5 سال قبل از بحران)

اولین صفحه از شکل 2 برای اقتصادهای نوظهور نشان می دهد که محبوبیت به طور متوسط بیش از 50 ٪ در فاصله پنج سال قبل از بحران های شدید افزایش می یابد. علاوه بر این ، گروههای اطمینان 90 ٪ نسبتاً باریک هستند و این نشان می دهد که دینامیک برای اپیزودهای موجود در اقتصادهای نوظهور مشابه است. پانل دوم روند مخالف در اقتصادهای پیشرفته را نشان می دهد ، اما دارای اهمیت اقتصادی و آماری کمتری است.

شکل 2. اقتصادهای نوظهور: محبوبیت دولت پیرامون بحران های شدید

این یافته ، که ما با یک باتری از تست های اقتصاد سنجی تأیید می کنیم ، کنترل چندین اصول اقتصادی و پوشش نمونه وسیع تری از بحران های بانکی و قسمت های توقف ناگهانی به دهه 1980 ، نه تنها از نظر آماری ، بلکه از نظر اقتصادی قابل توجه است: یک انحراف استاندارد افزایش می یابدمحبوبیت در اقتصادهای نوظهور تقریباً احتمال بحران بانکی را دو برابر می کند. از همه مهمتر ، رونق سیاسی بحران های مالی آینده را در بالا و فراتر از رونق اعتباری در بازارهای نوظهور پیش بینی می کند. در واقع ، بهترین مدل مناسب در هنگام شامل هر دو رونق اعتباری و رونق سیاسی حاصل می شود. این دو پیش بینی کننده به طور مشترک قدرت توضیحی بسیار بالاتری نسبت به جداگانه دارند: یک بازار در حال ظهور که در همان زمان رونق سیاسی و اعتباری را تجربه کرده است ، بسیار بیشتر از کشوری که تنها یکی از آنها را تجربه می کند ، دچار بحران می شوند.

برای منطقی کردن حقایق جدید خود ، ما استدلال می کنیم که دولت ها اطلاعات بیشتری در مورد اصول در اقتصاد نسبت به عموم مردم دارند. به طور خاص ، دولت ها اطلاعات بیشتری در مورد چگونگی ایجاد صدا و سیمای اقتصادی کشورشان می دانند. اگر رونق اقتصادی علائم فرسودگی را نشان دهد (به عنوان مثال به دلیل اینکه بیشتر از فرصت های سرمایه گذاری تولیدی ، همانطور که توسط Gorton و Ordoñez 2014 برجسته شده است) توسط گمانه زنی ها هدایت می شود) ، در این صورت روند ایده آل برای دولت منحنی کردن رونق با استفاده از اصلاحی است. اقداماتی که مانع یا حداقل احتمال تصادف آینده می شود.

با این حال، سیاست های اصلاحی به دلایل مختلفی می تواند از نظر سیاسی پرهزینه باشد. به عنوان مثال، مقررات ممکن است برای مردم آشکار کند که رونق اقتصادی که دولت برای آن اعتبار می گیرد، صرفاً مبتنی بر سفته بازی است، نه بر اساس سیاست های خوب. به طور خاص تر، ما به "رونق بد" به عنوان رونق هایی اشاره می کنیم که توسط اصول نامطلوب پشتیبانی می شوند و از این رو، شانس بیشتری برای پایان دادن به سقوط دارند. از آنجایی که دولت های با توانایی/شایستگی ضعیف بیشتر احتمال دارد که رونق بدی ایجاد کنند، اجرای اقدامات نظارتی به نشانه ای از کیفیت ضعیف حکمرانی تبدیل می شود و از این رو از نظر سیاسی پرهزینه است. این نگرانی محبوبیت نیرویی است که ممکن است دولت ها را از اتخاذ تدابیر نظارتی بهینه برای جلوگیری از بحران ها باز دارد: بنابراین، دولتی که به محبوبیت آن اهمیت می دهد ممکن است ترجیح دهد سوار بر رونق اقتصادی شود، حتی اگر این به معنای خطر بزرگتر سقوط بعدی باشد.

مطابق با منطق فوق، ما یک همبستگی منفی بین مقررات مالی و محبوبیت دولت را مستند می کنیم. به خصوص در بازارهای نوظهور، تشدید مقررات با کاهش محبوبیت دولت همراه است. علاوه بر این، ما نشان می دهیم که در بازارهای نوظهور، بیشتر بحران ها پیش از کاهش مقررات (نه سخت تر) بوده اند، که نشان می دهد مقررات سست یکی از دلایل سقوط های گذشته در این کشورها بوده است.

بازارهای نوظهور در مقابل اقتصادهای پیشرفته

چرا رونق سیاسی فقط در بازارهای نوظهور مقدم بر بحران های مالی است؟ما استدلال می کنیم که دولت هایی با سطوح پایین تر از حمایت مردمی، انگیزه های بیشتری برای سوار شدن به رونق سیاسی دارند، صرفاً به این دلیل که حاشیه بیشتری برای افزایش محبوبیت آنها نسبت به اقتصادهای پیشرفته وجود دارد. علاوه بر این، اگر در ابتدا عدم اطمینان زیادی در مورد کیفیت دولت وجود داشته باشد، آنگاه سوار شدن بر رونق نیز پتانسیل بیشتری برای تغییر افکار عمومی دارد. در واقع، این پیش شرط ها در دموکراسی های جوان (از جمله بسیاری از بازارهای نوظهور) به جای دموکراسی های تثبیت شده معمول تر هستند - ما نشان می دهیم که محبوبیت دولت در بازارهای نوظهور به طور قابل توجهی کمتر از اقتصادهای پیشرفته است و همچنین بی ثبات تر است، به این معنی که عموم مردم در موردکیفیت سیاستمدارانشدر مدل ما، این نشان می دهد که محبوبیت بیشتر به محیط اقتصادی درک شده و اقدامات و سیاست های دولت ها پاسخ می دهد. برای مطابقت با این منطق، ما بیشتر به صورت تجربی نشان می دهیم که دولت هایی که سطح محبوبیت اولیه کمتری دارند، احتمالاً در آینده با بحران های مالی مواجه خواهند شد. این نتیجه حتی در نمونه فرعی بازارهای نوظهور نیز وجود دارد.

درمجموع ، بازارهای نوظهور ممکن است بیشتر از اقتصادهای پیشرفته مستعد بحران باشند زیرا دولت های آنها ، به طور متوسط دارای شهرت کمتری و کیفیت نامشخص تر هستند ، می توانند محبوبیت بیشتری را از رونق اعتباری که محکوم به شکست هستند ، بدست آورند.

نتایجی که اظهار شده

اعتقاد بر این است که نگرانی در مورد محبوبیت تأثیر نظم و انضباطی بر سیاست گذاران و ایجاد نتایج اقتصادی مثبت دارد. بر خلاف این دیدگاه ، ما نشان می دهیم که نگرانی های محبوبیت نیز ممکن است اثرات منفی داشته باشد و احتمال بحران ها را افزایش می دهد. این مکانیسم اعتبارسنجی نیز باید در زمینه های دیگر مانند سیاست های توزیع مجدد ، خصوصی سازی ، محرک مالی یا تصمیمات مالیاتی مرتبط باشد.

سرانجام ، نتایج ما براساس داده های تاریخی استوار است. با نگاهی به آینده ، روندهای فعلی در اقتصادهای پیشرفته نشان می دهد که سیاست به طور فزاینده ای بی ثبات و کسری می شود ، با شباهت های ظاهری با بازارهای نوظهور ، از جمله موفقیت های اخیر سیاستمداران پوپولیستی. این "همگرایی رو به پایین" سیاست های پیشرفته کشور ممکن است منجر به سیاست گذاری اقتصادی بی ثبات تر و رونق شود و در نتیجه ، احتمالاً در ارتباط گسترده تری از پدیده "رونق سیاسی از بین رفته".

  • این پست وبلاگ مبتنی بر رونق سیاسی ، بحران های مالی ، مجله اقتصاد سیاسی است.
  • این پست نظرات نویسنده (های) خود را بیان می کند ، نه موقعیت بررسی LSE Business Review یا دانشکده اقتصاد لندن.
  • تصویر برجسته از طریق PublicDomainPictures ، تحت مجوز Pixabay
  • وقتی نظر می دهید ، با سیاست نظرات ما موافقت می کنید

هلیوس هررا استادیار اقتصاد در دانشگاه وارویک و وابسته به مرکز تحقیقات سیاست اقتصادی (CEPR) است. تحقیقات وی بر اقتصاد سیاسی ، تئوری کاربردی ، اقتصاد کلان ، اقتصاد تجربی و اقتصاد مالی متمرکز است.

Guillermo Ordoñez استادیار اقتصاد در دانشگاه پنسیلوانیا و همکار تحقیقاتی در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی است. وی دکترای خود را از UCLA دریافت کرد و پس از یک سال در فدرال فدرال مینیاپولیس و سه سال در دانشگاه ییل به پن پیوست. او یک اقتصاد کلان است که در مورد بحران های مالی و نواقص اطلاعات در بازارهای مالی کار می کند.

Christoph Trebesch یک استاد معتبر در اقتصاد کلان و رئیس تحقیقات در امور مالی بین المللی و مدیریت جهانی در انستیتوی KIEL برای اقتصاد جهانی است. او همچنین یک وابسته تحقیقاتی در مرکز تحقیقات سیاست اقتصادی و سزیفو است. علایق اصلی تحقیق وی بدهی های حاکم و پیش فرض ، جریان سرمایه بین المللی ، ثبات مالی و بحران های مالی ، اقتصاد سیاسی و موسسات مالی بین المللی است.

درباره نویسنده

هلیوس هررا

هلیوس هررا استادیار اقتصاد در دانشگاه وارویک و وابسته به مرکز تحقیقات سیاست اقتصادی (CEPR) است. تحقیقات وی بر اقتصاد سیاسی ، تئوری کاربردی ، اقتصاد کلان ، اقتصاد تجربی و اقتصاد مالی متمرکز است.

گیلرمو اوردوز

Guillermo Ordoñez استادیار اقتصاد در دانشگاه پنسیلوانیا و همکار تحقیقاتی در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی است. وی دکترای خود را از UCLA دریافت کرد و پس از یک سال در فدرال فدرال مینیاپولیس و سه سال در دانشگاه ییل به پن پیوست. او یک اقتصاد کلان است که در مورد بحران های مالی و نواقص اطلاعات در بازارهای مالی کار می کند.

کریستوف Trebesch

Christoph Trebesch یک استاد معتبر در اقتصاد کلان و رئیس تحقیقات در امور مالی بین المللی و مدیریت جهانی در انستیتوی KIEL برای اقتصاد جهانی است. او همچنین یک وابسته تحقیقاتی در مرکز تحقیقات سیاست اقتصادی و سزیفو است. علایق اصلی تحقیق وی بدهی های حاکم و پیش فرض ، جریان سرمایه بین المللی ، ثبات مالی و بحران های مالی ، اقتصاد سیاسی و موسسات مالی بین المللی است.

ارسال شده در:

پاسخ دهیدلغو پاسخ

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه داده های نظر شما پردازش می شود.

منصة التداول الأكثر ثقة...
ما را در سایت منصة التداول الأكثر ثقة دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد نجفی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 12 شهريور 1402 ساعت: 1:24